سفر به کوهرنگ
-
تاریخ: 1400/9/9 ساعت: 22:10
بعد مدتها که هیچی نمی نوشتم الحمدلله موتورم روشن شده.عین موتور هندلی
روزهای که می گذره...
-
تاریخ: 1400/9/9 ساعت: 22:10
امروز 16مهر ماه طبق هر سال به بهانه سالگرد, زیبای ازدواج,مون به این خونه قدیمی اومدم تا چند خط برای دخترهام به یادگار بگذارم. همچنین امروز اسم وبلاگم به طور رسمی تغییر کرد و تقدیم به هر دو تا گل نازم شد
وسط فیلم تخیلی
-
تاریخ: 1400/9/9 ساعت: 22:10
رایا,ی کوچیک و شیرینم این پست فقط مخصوص توئه...تو 35 سالگی دوباره با وجود نازنینت مادر شدم...خیلی برامون ارزشمندی.تو دخمل ته تغاری من و بابا درست تو همون نقطه از زندگیمون قدم گذاشتی که می شه بهش گفت دو
خونه
-
تاریخ: 1397/9/11 ساعت: 8:38
امشب اخرین شبی هستش که زیر سقف خونه, قشنگمون می خوابیم.فردا شب زیر یه سقف دیگه و یه آسمون دیگه هستیم.همیشه ادم خاطره بازی بودم.گاها خیلی تو گذشته ها فرو می رم.این خونه, رو از بعد ازدواجمون توش ساکن شدیم
زندگیه جدید
-
تاریخ: 1397/9/11 ساعت: 8:38
بعد از کش و قوسهای خیلی زیاد بلاخره امروز رفتم پرونده آریانا رو از مدرسه گرفتم که ببرمش تاکستان ثبت نام کنم.قلبا از اینکه اریانا دور از ما باشه خیلی غمگین بودم اما از اینکه از مدرسه خوب و معلم مهربون
دلم تنگه
-
تاریخ: 1397/9/11 ساعت: 8:38
دلم تنگ شده... دلم برای شهرم و خونه ام تنگ شده...اگرچه اینجا خونه دارم...یه عالمه مریض و در امد خوب نسبت به استان گیلان اما دلم برای گذشته تنگ شده...گاهی چشمهامو می بندم و خونه خودم رو مجسم می کنم.اتا
پایان دوره رزیدنتی
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 1:06
امروز مصادف با ۲۱ فروردین ۱۳۹۶ رسما دوره رزیدنتی به پایان رسید.رسما از بیمارستان آف شدیم.هرچند هنوز امتحانات باقیه اما دوره کار عملی کشیکهای فشره و روزهای سخت و نفس گیر به حول و قوه الهی به پایان رسید. یک روزی باورم نمی شد بلاخره این روزها تموم بشه.روزهایی که دخترک هنوز پستونک می خورد و هر شبی که خو...
درخت انجیر خونه پدری
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 18:19
دو روز پیش رفتیم خونه مامان اینا.از وقتی یادمه یعنی از وقتی 4 سالم بود و اومدیم این خونه بابا تو باغچه کوچیکمون یه درخت انجیر کاشت.این درخت با کودکی ما رشد کرد.سالهای زیادی رو زیر سایه اش نشستیم.چه تابستونها که به شاخه های تنومندش تاب بستیم ساعتها تاب خوردیم.چه بعد از ظهرهایی که چوب به دست زیرش چرخی...
نگاهی به گذشته ها
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 18:18
امروز مصادف با 16 مهر ماه 8 امین سالگرد ازدواجمونه.... 8 سال پیش... چنین روزی بود.انگاری که پلک به هم زدمو به امروز رسیدم.8 سالی که دوستش دارم.لحظه لحظه این 8 سال رو دوس دارم و برام عزیزن... روزهایی که گاهی به سختی اما همیشه با عشق گذشت.... بعد از گذشت هر سال همیشه فلاش بک می زنم به گذشته.ایا راضی ب...